خوب،خوب،خوب.....سلامی مجدد خدمت شما دوستان عزیز امیدوارم که در هر جای ایران هستید حال دلتون خوب باشه و لباتون هم خندون باشه.امسال چون که ما یک مهمان ناخوانده داشتیم نتونستیم تا پایان سال تحصیلی به مدرسه بریم و میشه گفت شاید بعضی از قسمت های کتاب رو مشکل داشته باشیم اگه سوالی دارید بپرسید ما پاسخگوی شما هستیم.ببخشید اگه دیر به دیر میایم و به این وبلاگ سر میزنیم؛ما می خوایم یک سری تغییرات تو وبلاگ ایجاد کنیم اگه پیشنهاد یا انتقادی دارید که میتونه سازنده باشه حتما به ما بگید تا ما از نظرات پر عطوفت شما نهایت استفاده رو بکنیم.
برچسب:
نویسنده: پرهام مرادیان
یارو ازم پرسید کارت چیه گفتم تو کار فرش و تلوزیونم گفت یعنی چی . . . .گفتم رو فرش میخوابم تلویزیون نگاه میکنمشب تولدم، شروع کردم به باز کردن کادوهابه کادوی بابام که رسیدم دیدم یه پاکته که درش بازهتوشو که نگاه کردم دیدم نوشته:هشتاد هزار تومنی رو که سه ماه پیش گرفتی، نمی خواد برگردونیپدربه دختر:پاشو دخترم یه لیوان آب واسه بابا بیاردختر:ول کن بابا دارم تلویزیون میبینم. حال ندارمدختر کوچیکتر:بابا ولش کن این خیلی بی تربیته پاشو برو خودت بخوربرای منم بیارآقا پیراهنِ پاره مُد شد...شلوارِ پاره مُد شد...شالِ پاره مُد شد...*****ما موندیم چرا جوراب پاره که ما زیاد داریم،مُد نمیشه...ساعت 3 نصف شب اومدم بالا در یخچالو باز کردم دنبال چیزی میگشتمبابام سرشو از زیر پتو درآوورد گفت:یه لیوان شیر هم بخورمن که به کل تعجب کرده بودم که چطوره که به فکر منهپرسیدم چرا؟؟؟......گفت:تاریخش تا امشبهجوک بسه دیگه یکم معلوماتتونو ببرم بالافواید آبلیمو....تُرشه &nbs
برچسب:
نویسنده: پرهام مرادیان